summer3.jpg - 23.94 کیلو بایت

 

  

summer2.jpg - 31.40 کیلو بایت

 



برسد به دست معلم عزیز

عنوان اصلی Dear Mr. Blueberry

سایمن جیمز Simon James

ترجمه‌ی محبوبه نجف‌خانی

نشر آفرینگان

قیمت ۴۰۰۰ تومان

کتاب برگزیده‌ی IRB/CBC انتخاب کودکان

داستان تصویری

یکی از بهترین کتاب‌های کودکی که این چند ماه اخیر خوانده‌ام «برسد به دست معلم عزیزم» بوده. کتابی سرشار از تخیل و احساس. یک کتاب تصویری کودک که با خواندنش هر آدمی را _فرقی نمی‌کند بزرگ باشد یا کوچک_ از فرط احساسات ناب تبدیل به یک پروانه‌ی کوچک می‌کند؛ یا دست کم ته دل‌تان آرزو می‌کنید کاش معلم «امیلی» بودید تا نامه‌هایش را جور دیگری پاسخ می‌دادید.

خیلی خب. بگذارید بگویم داستان از چه قرار است. «برسد به دست معلم عزیزم» با عنوان انگلیسی «Dear Mr.Blueberry » قصه‌ی دختر بچه‌ی کوچکی‌ست که یک شب توی حوضِ حیاط خانه‌شان یک نهنگ پیدا می‌کند. بله یک نهنگ. یک نهنگ که جلوی چشم‌های امیلی شروع می‌کند به بالا پایین رفتن و شیرجه زدن. آن هم درست در حوض کوچک حیاط‌شان. ما در اولین صفحه‌های کتاب تصویر امیلی چهار پنج‌ساله را می‌بینم که پای پنجره نشسته و به نهنگ‌اش نگاه می‌کند و به سرش می‌زند تا از این اتفاق شگفت‌انگیز برای معلمش بنویسد:

معلم عزیزم

من عاشق نهنگ‌ها هستم و به نظرم امروز توی حوض خانه‌مان یک نهنگ دیدم.

می‌شود لطفا در مورد نهنگ‌ها اطلاعاتی برایم بفرستید. چون می‌ترسم نکند بلایی سر نهنگ‌مان بیاید.

                                                                      با احترام

                                                                         امیلی

معلم عزیز، آدم با حوصله‌ای‌ست. او هیچ کدام از نامه‌های امیلی را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. اما اصلا دلش نمی‌خواهد تخیل‌اش را درگیر نامه‌های امیلی کند. به همین دلیل از همان اولین نامه تصمیم خودش را می‌گیرد تا به امیلی یاد بدهد یک نهنگ هرگز نمی‌تواند توی یک حوض جا شود یا زندگی کند. پس امیلی حتما اشتباه می‌کند. با این که معلم عزیز، یک معلم عزیز است و امیلی باور دارد که او بیشتر از هرکسی در دنیا می‌داند، حرف‌های معلمش را نمی‌پذیرد و همچنان از نهنگ توی حوض برایش نامه می‌نویسد.

امیلی طبق پاسخ‌هایی که معلم عزیز برایش می‌نویسد و اطلاعاتی که در اختیارش قرار می‌دهد سعی دارد شرایط حوض و حیاط خانه‌شان را برای نهنگ مهیا کند. به خاطر همین دست به کارهای عجیب و دور از ذهنی می‌زند. هر روز پیش از رفتن به مدرسه نمک‌های نمکدان را توی حوض خالی می‌کند تا آب حوض به آب شور تبدیل شود و آن‌قدر به او احساس نزدیکی می‌کند تا بالاخره اسم «آرتور» را برای نهنگ خانگی‌اش انتخاب می‌کند.

در طول داستان ما چیزی جز چند نامه‌ی دو سه جمله‌ای نمی‌خوانیم. امیلی برای معلم نامه می‌نویسد و معلم عزیز همچنان اصرار دارد تا به امیلی یاد بدهد پیدا شدن نهنگ در یک حوض غیرممکن است. اما چیزی که ما در داستان می‌بینیم برخلاف این است: امیلی یک دوست و حیوان خانگی پیدا کرده است، آن هم یک نهنگ به نام «آرتور»!

همان‌طور که نوشتم «برسد به دست معلم عزیزم» سرشار از احساس و عاطفه و تخیل است. تخیلات یک کودک چهارپنج ساله و رابطه‌ی عمیقی که او با نهنگ خانگی‌اش برقرار می‌کند، تخیلات و ذهن خواننده‌ی بزرگسال را هم درگیر خودش می‌کند و برای چند لحظه به او می‌قبولاند که پیدا شدن یک نهنگ در حوض خانه شاید عجیب باشد، اما غیر ممکن نیست.

در این کتاب تصویری ما با هیچ شخصیت دیگری رو به رو نیستیم. هیچ خبری از پدر (جز در یکی از فریم‌های تصویرگری که گوشه‌ی کادر در حال روزنامه خواندن است) و مادر امیلی نیست. امیلی‌ست و نهنگ خانگي‌اش؛ و کلماتی که به ما یادآور می‌شود معلمی هست که امیلی او را داناتر و امن‌تر از هرکس دیگری می‌داند تا درباره‌ی این اتفاق بزرگ برایش حرف بزند.

چیزی که از جذابیت داستان نه تنها در ابتدا و میانه‌ی داستان کم نکرده، بلکه به آن قوت بخشیده، پایان‌بندی بسیار خوب داستان است. فریمی که امیلی و نهنگ خانگی‌اش آرتور در ساحل دریایی بی‌کران کنار هم ایستاده‌اند و لبخند می‌زنند. بعد از این فریم است که خواننده ـ حتی خواننده‌ی بزرگسال ـ باور می‌کند که در تمام طول داستان معلم عزیز اشتباه می‌کرده و حق با امیلی بوده: یک نهنگ خانگی در حوض خانه‌ی آن‌ها زندگی می‌کرده!